
اخبار

گذری کوتاه بر صنایع دستی در شهر امیرکلا
گذری کوتاه بر صنایع دستی در شهر امیرکلا
گذری کوتاه بر صنایع دستی مازندران و شهر امیرکلا
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری ....
تعریف صنایع دستی :
صنایع دستی به مجموعهای از «هنر ـ صنعت» ها اطلاق میشود که عمدتاً با استفاده از مواد اولیه بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید، به کمک دست و ابزار دستی موجب تهیه و ساخت محصولاتی میشود که در هر واحد آن، ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر به نحوی تجلی یافته و همین عامل وجه تمایز اصلی اینگونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانهای است.
صنایع دستی معرف فرهنگ، هنر، تمدن، اعتقادات و باورهای ملی یک جامعه و عاملی مهم در جهت هویت سازی در بازار جهانی است .
در حالی که در جهان امروز، صنایع دستی علاوه بر حفظ جایگاه خود در عرصه هنر، زیبایی شناختی و هویت بخشی ملی و منطقه ای ، به یک منبع مهم ارزش افزوده و صنعت از جایگاه واقعی خود فاصله گرفته و از نقش آفرینی در عرصه اقتصادی نیز دور شده است . صنایع دستی، همواره به عنوان یکی از انگیزه های سفر و جاذبه های جالب برای جهانگردان مطرح بوده است .
صنایع دستی در شهر امیرکلا :
شهر امیرکلا یکی از شهرهای کهن و با فرهنگ دیرینه خود دراستان مازندران ، همواره زبانزد همگان بوده وضمن میراث داری بزرگترین شعرا و اندیشمندان وبا دارا بودن صنایع دستی وسنتی خود ، همواره مورد بازدید واستقبال مسافران از اقصی نقاط کشور میباشد . یکی از صنایع دستی کهن ومهم این شهر "جارو" با نام محلی «سازه» میباشد . جارو گیاهی است که در مناطق کوهستانی مانند تبریز و میانه می روید و توسط واسطه ها به این شهر جهت تولید جارو آورده میشود . البته درشهرهای مشهد واصفهان هم امکان تولید آن وجود دارد. تولیدکنندگان جارو را پس از جدا کردن چیزهای زائد مثل برگ و بذر آن ( ارزن ) به چندین دسته یا شاخه تقسیم می کنند ودر نهایت جهت تزئین و بافت نزد هنرمندان زن فرستاده تا با نخهای نایلونی رنگی بافته شود . جارو دارای ویژگیهای خاص خود میباشد. نوع مرغوب آن دارای ریز شاخه های بسیار و سرشاخه ها تقریباً به رنگ قرمز میباشد . لازم به توضیح است که نوع نامرغوب آن نیز موجود می باشد که برنگ چوب است ودراثر مصرف زود شکسته میشود .
قسمت اصلی فعالیت تولید جارو در امیرکلا در خیابان طالقانی و بقیه بصورت پراکنده البته بصورت خیلی کم دردیگر محلات این شهر قراردارد . جاروبندی یکی از هنرهای دستی بسیار کمیاب درکشور میباشد وکمتر جایی را میتوان یافت که مانند خیابان طالقانی تمام تولیدکنندگان این صنعت یکجا گرد هم آمده باشند .
این تولیدکنندگان پس از دسته بندی و یکجا پیچ کردن شاخه ها که منجر به تولید دسته جارو میشود و پس از بافتن وتزئین آن که عموما" توسط خانم ها انجام میشود برای فروش به بابلسر که بیشتر صنایع دستی حاشیه دریای خزر در آنجا بفروش می رسد فرستاده می شود .
در خصوص پیشینه این صنعت می توان گفت که در زمانهای قدیم خیلی رونق داشته وبه گفته یکی از تولیدکنندگان ، در آن زمانها جارو به کشورهای همسایه شمالی فرستاده می شد ولی اکنون باتوجه به مدرن شدن زندگی وهمچنین کشت نشدن این گیاه در مناطق کوهستانی رکود شدیدی در این صنعت به چشم می خورد . البته هنوز جارو با کیفیت بالا در این شهر توسط علاقه مندان به ریشه وسنت این شهر تولید می شود.
از بازاریان کهنه کار و قدیمی این صنعت میتوان به آقای ولی نژاد واقع در خیابان طالقانی واز بازاریان فعال از آقای مهدی حبیبی واقع در حاجیکلای اول وجوانترین آنها از آقای سید مهدی پورصالح واقع در سه راه حاجی کلا یاد کرد . البته همه این صنعتگران از دوران کودکی با این رشته که ریشه در ذوق وسلیقه مردم این شهر دارد آشنا بوده اند .
صنایع دستی استان مازندران :
در مازندران برای ساخت مصنوعات چوبی از ریشه و چوب درختان خاصی با استفاده از ابزار کار بسیار ابتدایی استفاده می کنند. درختانی که از چوب آنها برای این کار بهره می گیرند افرا، راش، ملج، توسکا، ممرز، شمشاد ، نم دار و انجیلی است. ظروفی که از ریشه درختان تهیه می شود سبک تر و در مقابل سرما و گرما مقاوم تر است . ترک بر نمی دارد و در اثر ضربه به سادگی نمی شکند . برخی از ظروف چوبی که در مازندران کاربرد دارد عبارتند از :
دانه پاش : به جای سینی برای پاک کردن برنج و حبوبات به کار می رود.
جوله : این وسیله شبیه پارچ آب، با گردن باریک و دهانه ای گشاد و در اندازه های متفاوت ساخته می شود. بزرگ ترین نوع جوله " مندر" نامیده می شود که حدود 18کیلوگرم ظرفیت دارد .
قاشق و ملاقه وکفگیر: این وسایل که در زبان محلی « کچه » « پلا گیر » و « کترا » نامیده می شوند. از ساقه و شاخه درخت شمشاد تهیه شده و در کنار انواع وسایل امروزی همچون گذشته کابرد دارند.
کیله لاک : به عنوان پیمانه استفاده می شود. هر پیمانه حدود 6 کیلوگرم « شالی » و یا « جو » و حدود 5/7 کیلوگرم « گندم » ظرفیت دارد.
قند چوله : برای خرد کردن قند به کار می رود.
حصیر بافی : حصیر بافی در برخی از روستاهای استان مازندران به ویژه در غرب استان رایج است. در مازندران از نوعی حصیر به نام « کوب » برای زیر انداز استفاده می شود. برای بافت « کوب» از گیاهان خودرو چون « گاله » و « واش » که در باتلاق ها و آب بندان ها می رویند بهره می برند. برای تهیه زنبیل و سبد نیز از همین گیاهان استفاده می شود. گاه تهیه این مصنوعات با به کارگیری چوب و نی یا نوعی علف به نام های « وران » و « سازیر » انجام می شود.
گلیم بافی : گلیم بافی نیز یکی دیگر از صنایع دستی و سنتی استان محسوب می شود. در حال حاضر در بیشتر روستاها و شهرهای استان به این هنر اشتغال دارند. نقوش گلیم اغلب به شکل هندسی است و بافنده با الهام گرفتن از طبیعت اطراف خود، نقش می زند. رنگ گلیم نیز بر گرفته از طبیعت پیرامون و غالب رنگ های تند و شاد مانند قرمز ، نارنجی ، کرم، سبز، سرمه ای است.
جاجیم بافی : در میان دست بافت های روستایی ، جاجیم از اهمیت بیشتری برخوردار است و کاربردهایی نظیر زیرانداز، پشتی، سجاده ، رخت خواب پیچ، فرش، پتو و... را داراست . اصولا" بافت جاجیم توسط زنان صورت می گیرد و مردان جز در مرحله تهیه پشم، نقش چندانی ندارند. در بافت جاجیم در این منطقه پس از بافتن حاشیه ، نقش اندازی که در اصطلاح « گل » خوانده می شود انجام می گیرد .
موج بافی : ماده اولیه موج بافی که به نام های « رخت خواب پیچ » و « ایزار » نیز معروف است، پشم است. به همین دلیل ارزان و قابل شست وشو بوده و دارای استحکام، نرمی و سبکی است. موج بافی به دلیل صفت هایی که بر شمردیم، به عنوان هنری فراگیر در گذشته مطرح بود و اکنون نیز کم وبیش در این منطقه رواج دارد. گونه ای از این دست بافت ها با همین کاربرد « چادر شب » نامیده می شود.
پارچه بافی : در گذشته بافت انواع پارچه های پشمی، ابریشمی و نخی معمول بود. نوعی پارچه ابریشمی که الیجه نام داشت برای دوخت کت زنانه به کار می رفت. از پارچه های پشمی « چوغا» و « باشلق» برای پالتو استفاده می شد و از شمد که نوعی پارچه خنک و لطیف است در تابستان به جای پتو استفاده می شود.
چنته : چنته نوعی کیف دسته دار است که در قریه « لفور» از توابع سواد کوه تولید می شود برای بافت آن از دستگاه « کرچال » استفاده می شود و مراحل تولید آن مانند جاجیم است با این تفاوت که پس از پایان کار، دوردوزی انجام می شود و گاه با مهره های تزیینی و خرمهره تزیین می شود.
نمد مالی : نمد مالی در بیشتر مناطق استان مازندران به خصوص درمنطقه کجور و روستاهای اطراف رامسر رواج دارد. ماده اصلی نمد پشم گوسفند و به رنگ های طبیعی مانند سفید و سیاه و قهوه ای و برای نقش اندازی آن از پشم های رنگ شده شیمیایی بهره می جویند. معمولا" ساخت یک قطعه نمد یک روز به طول می انجامد و اغلب چند نفر روی آن کار می کنند.
حصیر بافی : در مازندران از نوعی حصیر به نام « کوب » بعنوان زیر انداز استفاده میشود. برای بافت « کوب» از گیاهان خود رو چون « گاله » و « واش » که در باتلاق ها و اب بندان ها می روید بهره می جویند. برای تهیه زنبیل و سبد نیز از همین گیاهان استفاده می شود. گاه تهیه این مصنوعات با به کارگیری چوب و نی یاد و نوع علف به نام های « وران » و « سازیر » انجام میشود .
سفال گری : یکی از مراکز ساخت سفال و سفال گری، کلاگرمحله جویبار است.
جارو بافی : جارو یا نام محلی آن« سازه» که در مناطق کوهپایه ای مانند تبریز ومیانه می روید ودر شهر امیرکلا توسط صنعت گران این رشته بصورت خاص بافته میشود . دراین شاخه از صنایع دستی مردان و زنان با همکاری یکدیگر این صنعت را درشهر حفظ نموده اند .
کاستی ها وراهکارهای صنایع دستی :
صنایع دستی بیانگر صنعت و هنر نیاکان و نمایشگر ذوق و هنر مردم هر کشور است . برخی کاستی ها و نارسایی های مرتبط با این مقوله به ضعف بازاریابی و یا کم لطفی به جایگاه این میراث ارزشمند فرهنگی برمی گردد. از جمله عمده ترین تنگناها و محدودیت ها می توان به عدم شناخت کافی و مناسب از بازارهای داخلی و جهانی (بازار هدف ) و سلایق مشتریان ، عدم توجه به سطح کیفی تولید و نوآوری در محصولات تولیدی و عدم تبلیغات و بازاریابی داخلی و خارجی اشاره نمود.
از جمله راهکارهای توسعه صنایع دستی می توان به معرفی ، تبلیغ و ترویج صنایع دستی استان به منظور بازاریابی در داخل و خارج کشور با شیوه های نوین تبلیغاتی ، استفاده از فن آوری روز در تولیدات صنایع دستی با حفظ اصالت های هنری و ملی ، حمایت و تشویق بخش خصوصی در جهت سرمایه گذاری در این بخش به خصوص ایجاد بازارچه های صنایع دستی ، سیاستگزاری در راستای فروش و صادرات کالاها و سرانجام شرکت در نمایشگاه های داخلی و خارجی اشاره کرد.
صنعتگران این رشته با دغدغه فراوان تلاش می کنند میراث گذشتگان را به تصویر بکشند اما با بی اعتنایی مسئولان و مردم مواجه می شوند در حالی که می توان بوسیله این صنعت ، فرهنگ ، هنر و تاریخ کشور را معرفی کرد. ارزانی مواد اولیه ، دسترسی آسان ، بالا بودن ارزش افزوده ، ارزبری کم و درآمد مناسب از جمله مزایایی است که می تواند در ایجاد اشتغال و حل مشکل بیکاری موثر باشد.
در صنایع دستی چون عامل تولید، انسان است لذا در این رشته تولید انبوه امکان پذیر نمی باشد و عموما این رشته را به نام « فرا صنعت » می شناسند یعنی واژه هنر بر صنعت مقدم است . اما متاسفانه قیمت آثاری که با ذوق و خلاقیت انسانی خلق می شود با توجه به ارزش افزوده بالا ، عدم تولید انبوه و مدت زمانی که صرف خلق آن می شود بسیار ناچیز است . اما مردم کشورمان هم از یک طرف نسبت به آن بی توجه بوده و از طرف دیگر قدرت خرید مناسبی هم ندارند.
اشتغال زایی در این رشته قابل بررسی و تامل است . برگزاری نمایشگاه یا بازارچه های محلی دائمی و تبلیغ و معرفی گسترده به مردم در جذب مشتری بسیار موثر است .
تبلیغات در زمینه صنایع دستی :
همچنین خلا دیگری که در این بخش کاملا مشهود است نبودن تبلیغات در زمینه صنایع دستی است تا جایی که همواره در طول سال فروشگاه های این صنایع اکثرا" چندان مشتری و یا حتی بازدید کننده ای ندارد. یکی دیگر از دلایل عدم استقبال عمومی از صنایع دستی می تواند تصور مردم از این صنعت باشد به گونه ای که صنایع دستی را یک کالای عتیقه و مخصوص افراد یا خانواده هایی می دانند که علاقه به جمع آوری عتیقه جات دارند. علت دیگر هم شاید این باشد که فرهنگ برخی از مردم مغلوب کالاهای وارداتی شده است اما با مدیریت علمی ، تخصصی و مقتدر و نیز حمایت دولت و مسئولین ، می توان در ایجاد زمینه استقبال از تولیدات صنایع دستی کشورمان کلید اصلی رونق و رویکرد مردمی به بازارهای عرضه این کالا را ایجادکرد .
دولت و مسئولان ذی ربط می توانند با حمایت از این صنعت ارزشمند اشتغال زا آن را به مشاغلی ارزآور در سطح کشور تبدیل نمایند.
همچنین اگر مشکلات بیمه ای صنعتگران و هنرمندان فعال درعرصه صنایع دستی حل شود آنها فارغ از این مشکلات ، می توانند طرح های جدیدی ارائه دهند که در نهایت منجر به رشد اقتصادی این بخش و حتی کل کشور خواهد شد.
دلایل دوری مردم از خرید صنایع دستی :
اما میزان استقبال و خرید مردم تا آن میزان نیست که چرخ زندگی صنعتگران هنرهای دستی و بومی را به خوبی بچرخاند. گرانی شاید اولین دلیل دوری مردم از صنایع دستی باشد. نگاهی به فهرست قیمت ها در فروشگاه های صنایع دستی نشان می دهد که این کالا کالایی گران است حال آنکه بخش زیادی از قیمت فروش نصیب مغازه دار می شود و نه تولید کنندگان صنایع دستی .
چرخش سلیقه مردم و روی آوردن به دکوراسیون های غربی دیگر دلیل کاهش خرید در بازار صنایع دستی است . با این حال صنایع دستی هنوز به عنوان یک سوغات آبرومند در چمدان کسانی است که از ایران به دیگر کشورها سفر می کنند.
هنرهای سنتی و صنایع دستی در جایگاه خود برای کشورهای مختلف دارای ارزش افزوده بالا و ارزآور هستند و امروزه اکثر بازارهای جهانی به ویژه کشورهای آسیایی هم چون چین ، تایلند ، اندونزی و پاکستان را در سلطه خود درآورده است به گونه ای که میزان صادرات صنایع دستی کشور چین به عنوان یکی از سه کانون عمده صنایع دستی جهان در کنار هند و ایران سالانه بیش از پنج میلیارد دلار و میزان فروش به گردشگرانی که از این کشور دیدن می کنند بیش از ۵۰۰ میلیون دلار است .
نقش زنان در صنایع دستی :
زنان هنرمند ، بخش چشمگیری از درآمد خالص خانواده خود را تامین می کنند؛ به این صورت که با عرضه نیروی کار ارزان و رایگان خود، در عرصه هنرهای دستی، علاوه بر این که درآمد خانواده را افزایش می دهند، نقش موثری نیز در بقای هنر و فرهنگ این مرز و بوم دارند. زنان هنرمند روستایی با اختصاص دادن نیمی از جمعیت روستاها به خود، از عوامل غیر مشهود در اقتصاد روستایی به شمار می روند. آنان با آثار بدیع و ارزشمند خود فرهنگ و هنر محلی را ارتقا می بخشند. خوداشتغالی زنان و دختران از طریق گسترش هنرهای دستی، نقش اقتصادی زنان روستایی را ارتقا بخشیده، شرایط مناسبی را از لحاظ اجتماعی برای آنان فراهم کرده است.
همانطور که گفته شد نقش زنان در صنایع دستی علاوه برذوق وسلیقه فطری نیروی ارزان این صنعت میباشد زنانی که در روستاها تمام عمر خودرا صرف زنده نگاه داشتن این هنرها نموده اند واز آن درآمد ناچیزی عایدشان شده است .
صنایع دستی از دیدگاه اسلام :
در دهه های آخر قرن هفتم میلادی ایرانیان دین اسلام را به عنوان یک آئین برتر پذیرفتند. این رویداد سبب شد تا مایه های هنری و فرهنگی اصیل ایران با ارزش های والای اسلامی در هم آمیزد و صنایع دستی ایران با محتوای غنی و مردمی تر از گذشته حتی در عرصه معماری و کاشیکاری به رشد و شکوفایی چشمگیری برسد.
از نظرگاه سمبولیسم هنر دینی مانند تارها وپودها و «اسماء و صفاتخدا» است که زیر بنای همه هستی است. اگر آن را از فرش بکشیم سراسر میپاشد.
با کمی تعمق روشن میگردد که هنرمندی که همه نیروهای باطنی خود را برای به وجود آوردن آثاری که ابعاد آن از چند سانتیمتر فراتر نمیرود گرد میآورد و همه پریشانیهای خاطر را به هنگام طرح دقیق و رنگ آمیزی و قلمزنی و اتصال ظریف چوب و فلز و ایجاد خطوط و نقوش بر روی فلزات و شیشه و پارچه و چوب، از یاد میبرد وجمعیت خاطر را جایگزین آنها میسازد، در آن حال، آمادگی برای الهامات و پذیرش صور خیالی ابداعی، پیدا میکند. در کتاب حکمت معنوی و ساحت هنر نوشته شده که صنعتگر در اعصار گذشته علی الخصوص عصر دین و اساطیر صنعت را جلوهای از صنع الهی میدانسته و اسم«صنعت»را به اسم و صنعت صانع و صنع رجوع میداده و در حقیقتخود را سالک وسائر در صنعت و اسم«صانع و صنیع» و مظهر آن میدانسته است. چنین تلقی ازاسماء الله و سیر و سفرهای چهارگانه معنوی نسبت به این اسماء قدسی، قول به ظاهر و باطن و مراتب را نیز مطرح میساخته و درجات معنوی را جلوهگر میکرده است.
در پایان می توانیم بگوییم که صنایع دستی برای حضور بین المللی نیاز به حمایت دولت دارد. صنایع دستی سالیان سال بدون حمایت حکومت ها و فقط با تکیه بر تمدن کهن ایران رشد و ادامه مسیر داده است اما تحول در این رشته زمانی صورت می گیرد که بتوانیم بازاری مناسب برای فروش آنها ایجاد کنیم . نگاه جامع و کامل همراه با مدیریت مدرن و جدی راه رسیدن به این اهداف است و این نوع نگاه و مدیریت در کنار برنامه ریزی های دقیق ، ما را به نتیجه مطلوب می رساند.
برای مشاهده عکسهای مربوط به مقاله فوق و دانلود فایل " PDF " مقاله ، لطفا" به صفحه اصلی سایت ، بخش عملکرد دوره ای شهرداری مراجعه فرمائید .






